پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۷۳

ای بهار آفرینش گرده سیمای تو

رشته جانها خس و خاشاک از دریای تو

جوی خون از دیده خورشید می سازد روان

چهره خاک از فروغ لاله حمرای تو

خاک تا گردن میان آب پنهان گشته است

بس که می سوزد دلش از آتش سودای تو

دامن بی طاقتان را خاک نتواند گرفت

چون شرر از سنگ می آید برون جویای تو

گوهر دلها ز گلزار تو عقد شبنمی است

رشته جانها رگ ابری است از دریای تو

خاک شد بیدار از خواب گران نیستی

از عرق افشانی رخسار جان افزای تو

تیغ اگر بارد به فرقش، همچنان آسوده است

بس که حیران است صائب در رخ زیبای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷۵جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷۶بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۷۷ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۷۸برنمی آید کسی با خوی یک پهلوی تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۷۹نافه چین را گریبان پاره سازد موی تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۸۰دوست را از دیگران ای عاشق شیدا مجو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۸۱نیست همدوشی به نخل قامت او، شان سرو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۸۲عقده ای نگشود آزادی ز کارم همچو سرو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.