پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۶۹

خون رغبت را به جوش آرد لب میگون تو

بوسه را آتش عنان سازد رخ گلگون تو

می شود هر روز بر زنجیرش افزون حلقه ای

هر که می گردد گرفتار خط شبگون تو

چون لباس غنچه از بالیدن گل شق شود

در دل هر کس که باشد حسن روزافزون تو

شور مجنون تو شهری را بیابان گرد ساخت

فتنه عالم شود هر کس که شد مفتون تو

طوق قمری بر کمر زنار گردد سرو را

در گلستانی که باشد قامت موزون تو

مانع بی تابی دریا نمی گردد گهر

کی شود سنگ ملامت لنگر مجنون تو؟

چون عنانداری کند مجنون دل بی تاب را؟

می کند رقص روانی کوه در هامون تو

عالم مکار را مکر تو عاجز کرده است

چون برآید صائب بیچاره با افسون تو؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۷۱گرچه شد از سرنوشت من نگارین پای تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۷۲از کدامین باغ سوزد عاشق شیدای تو؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۷۳ای بهار آفرینش گرده سیمای تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۷۴ای قیامت پیش خیز قامت رعنای تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۷۵جوش غیرت می زند خون حنای پای تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۷۶بس که تندی کرد با پهلونشینان خوی تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۷۷ای زبان شعله از زنهاریان خوی تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۷۸برنمی آید کسی با خوی یک پهلوی تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.