پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۵۷

از نگاه گرم گردد آفتابی روی او

وز فروغ چهره آتش دیده گردد موی او

همچو بوی گل که صد تو می شود از برگ خویش

بیشتر ظاهر شود از پرده نور روی او

در گریبان صبا مشتی عرق گردیده است

نکهت پیراهن یوسف ز شرم بوی او

با هزاران دست نتواند عنان دل گرفت

سرو در وقت خرام قامت دلجوی او

از گداز شرم با آن خیرگی گردد هلال

بگذرد گر آفتاب شوخ چشم از کوی او

چون صف مژگان دو عالم را کند زیر و زبر

تیغ را سازد علم چون غمزه جادوی او

می رود دایم سراسر در خیابان بهشت

هر که را زخم نمایانی است از بازوی او

می‌زند چون گل دو عالم موج آغوش امید

تا کجا شمشیر خواباند خم ابروی او

نیست در دامان گل شبنم، که تا روی تو دید

از خجالت آب شد آیینه بر زانوی او

چون تواند دیده صائب به گرد او رسید؟

خاک زد در دیده اختر رم آهوی او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۵۹نیست ممکن برگرفتن دیده از دیدار تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۶۰می خورد خون فراغت تشنه آزار تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۶۱می زند ناخن به دل خار سر دیوار تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۶۲جرم اندک را نبخشد رحمت بسیار تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۶۳می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۶۴نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶۵صد زبان در پرده دارد غنچهٔ خاموش تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۶۶می چکد آب حیات از سبزه زار خط تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.