پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۶۰

می خورد خون فراغت تشنه آزار تو

دست از دست مسیحا می کشد بیمار تو

نیم جانی داشتم نزدیک لب آورده ام

بر سر حرف است اگر شیرینی گفتار تو

بر سر اقبال با هم گفتگوها کرده اند

سایه بال هما با طره دستار تو

سرو می ترسم که بال قمریان را بشکند

سخت می پیچد به خود از غیرت رفتار تو

صائب این طرز سخن را از کجا آورده ای؟

خنده بر گل می زند رنگینی اشعار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۶۲جرم اندک را نبخشد رحمت بسیار تو
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۶۳می کشد گردن هدف از اشتیاق تیر تو
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۶۴نیست صید لاغر من قابل نخجیر تو
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۶۵صد زبان در پرده دارد غنچهٔ خاموش تو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۶۶می چکد آب حیات از سبزه زار خط تو
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۶۷از پریشانی نیندیشد گدای زلف تو
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۶۸ای بهار آفرینش خط چون ریحان تو
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۶۹خون رغبت را به جوش آرد لب میگون تو
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.