پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۴۴۵

لاله رنگ از خون دل شد نرگس سیراب او

می شود نرگس به هر رنگی که باشد آب او

هر طرف صبح امیدی هست از چشم سفید

تا کجا طالع شود خورشید عالمتاب او

مطربی تردست می خواهم که چون آب روان

روز و شب باشد مسلسل نغمه سیراب او

با خرامش هر دو عالم مشت خاری بیش نیست

خار خشک ما چه باشد در ره سیلاب او

از خمار ما کجا دارد خبر میخواره ای

کز مکیدن های لب باشد شراب ناب او

این که زهد زاهد افسرده بی کیفیت است

می توان دریافت از خمیازه محراب او

هر دلی کز حیرت دیدار، صائب آب شد

جلوه مهر خموشی می کند گرداب او

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۴۴۷دیده روشن می شود از خط عنبر یار او
  2. غزل شمارهٔ ۶۴۴۸بوسه ریزد گاه حرف از لعل شکربار او
  3. غزل شمارهٔ ۶۴۴۹عشق سلطان و زمین میدان، فلک چوگان در او
  4. غزل شمارهٔ ۶۴۵۰آتشین رویی که شد آیینه دل آب ازو
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۵۱عشق صیادی است گردون حلقه فتراک او
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۵۲هر که را دل آب شد از روی آتشناک او
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۵۳می دود هر کس ز خود بیرون به استقبال او
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۵۴دلنشین افتاده است از بس که خط و خال او
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.