پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵۲

با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن

بی مروت، بی حقیقت، بی وفا خواهی شدن

جانفشانی های ما را ای پریشان اختلاط

یاد خواهی کرد چون از ما جدا خواهی شدن

من گرفتم ساختی دامن ز چنگ من رها

از کمند جذبه من چون رها خواهی شدن؟

می روی دامن کشان صد چشم حسرت در قفا

کیست آن کس کز تو پرسد تا کجا خواهی شدن؟

عالمی سر در هوا از انتظارت گشته اند

سایه گستر تا کجا همچون هما خواهی شدن؟

گر چنین با خود کنی بیگانگان را آشنا

زود محتاج نگاه آشنا خواهی شدن

در زمان سادگی گشتی به پرکاری تمام

تا در این ایام خط مشکین چها خواهی شدن

گر به این سامان حسن آیینه پیش رو نهی

پیش خود چون ما به صد دل مبتلا خواهی شدن

بر لب بام آفتابت از غبار خط رسید

کی به صائب مهربان ای بی وفا خواهی شدن؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵۴چند با من سرکش ای سرو روان خواهی شدن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵۵بی کشش نتوان برون از قید دنیا آمدن
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۵۶غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۵۷آب را بر باد ده، در چشم آتش خاک زن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵۸از خموشی مشت خاک بر دهان قال زن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵۹نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۶۰با توانایی به اهل فقر استغنا مزن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶۱حلقه بر هر در چو خورشید سبک لنگر مزن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.