پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۵۱

عمر اگر باشد ز قید تن رها خواهم شدن

بی گره چون موجه آب بقا خواهم شدن

بینوا سازد مرا گر چند روزی برگریز

در بهاران صاحب برگ و نوا خواهم شدن

می کند بر مدعای من فلک ها سیر و دور

گر چنین بی مطلب و بی مدعا خواهم شدن

چون لباس غنچه دارد چرخ مینایی خطر

گر به قدر آنچه گشتم غنچه، وا خواهم شدن

هوشمند و میکش و دیوانه و عاقل شدم

تا ز نیرنگ جهان دیگر چها خواهم شدن

غافل از مرکز نگردد گردش پرگار من

ساکن آن آستانم هر کجا خواهم شدن

از بصیرت نیست مردم را نیاوردن به چشم

من که در اندک زمانی توتیا خواهم شدن

برندارد خاکساری دست از دامن مرا

بر زمین گر نقش بندم، نقش پا خواهم شدن

گر چنین فکر تو از خود می برد بیرون مرا

حلقه بیرون این ماتم سرا خواهم شدن

داشتم چون سرو از آزادگی امیدها

من چه دانستم چنین سر در هوا خواهم شدن

گشت خط آشنارو پرده بیگانگی

با تو حیرانم دگر کی آشنا خواهم شدن

منزل اول گرانباری به خاکم می کند

گر به این سامان حسرت زو جدا خواهم شدن

زود خواهم کرد صائب حلقه نام خویش را

گر به این عنوان ز پیری ها دو تا خواهم شدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰۵۳زندگی بخشا! روان چند کس خواهی شدن؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۰۵۴چند با من سرکش ای سرو روان خواهی شدن؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۰۵۵بی کشش نتوان برون از قید دنیا آمدن
  4. غزل شمارهٔ ۶۰۵۶غنچه سان مهر خموشی بر لب گفتار زن
  5. غزل شمارهٔ ۶۰۵۷آب را بر باد ده، در چشم آتش خاک زن
  6. غزل شمارهٔ ۶۰۵۸از خموشی مشت خاک بر دهان قال زن
  7. غزل شمارهٔ ۶۰۵۹نیستی کوه گران، بر سیر پشت پا مزن
  8. غزل شمارهٔ ۶۰۶۰با توانایی به اهل فقر استغنا مزن
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.