پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹۳۴

ما فکر لباس و غم دستار نداریم

اندیشه سامان چو سر دار نداریم

سر در ره آرایش ظاهر نتوان کرد

چون گل سر آرایش دستار نداریم

ای سایه اقبال هما رو سر خود گیر

ما شکوه ای از سایه دیوار نداریم

هر جا نبود سوخته ای رو ننماییم

آیینه به پیش رخ زنگار نداریم

داریم هوای سفر عالم بالا

چون شبنم گل چشم به گلزار نداریم

دنباله رو قبله نمای دل خویشیم

چون کعبه روان روی به دیوار نداریم

در جیب صدف گوهر ما چشم گشوده است

ما طاقت رسوایی بازار نداریم

شد مخزن گوهر صدف از آبله دست

ما جز گره دل ثمر از کار نداریم

بگذار که در چاه مذلت بسر آریم

ما حوصله ناز خریدار نداریم

ما بیخبران قافله ریگ روانیم

یک ذره ز سرگشتگی آزار نداریم

هر چند که در گردن ما دست فکنده است

از بیخبریها خبر از یار نداریم

صائب نفس شعله ما تشنه خارست

با مردم کوتاه زبان کار نداریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۹۳۶ما فرق به تردستی حاتم نفروشیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۹۳۷اشک است درین مزرعه تخمی که فشانیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۹۳۸تا در خم این کارگه شیشه گرانیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۹۳۹آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم
  5. غزل شمارهٔ ۵۹۴۰برون نمی برد از فکر دوست عالم آبم
  6. غزل شمارهٔ ۵۹۴۱دلم سیاه شد از بس که برکتاب گذشتم
  7. غزل شمارهٔ ۵۹۴۲قسم به ساقی کوثر که از شراب گذشتم
  8. غزل شمارهٔ ۵۹۴۳ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.