پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۷۵۸

من آن نیم که به گلشن به اختیار روم

مگر زبیخبریها به بوی یار روم

به آب و رنگ مرا نوبهار نفریبد

به ذوق داغ مگر سوی لاله زار روم

دلم گرفت ازین سایه های پا به رکاب

به زیر سایه آن سرو پایدار روم

خمار موجه من از کنار افزون شد

بغل گشاده به دریای بیکنار روم

ز اشتیاق همان حلقه برون درم

اگر به خلوت آغوش آن نگار روم

دل رمیده من آن زمان بجا آید

که همچو شانه در آن زلف تابدار روم

مرا ازآن سفر بیخودی خوش آمده است

که رفته رفته ازین راه سوی یار روم

چنان فتاده ام از پا که وقت بیهوشی

به دست و دوش نسیم سحر ز کار روم

به خاکساری خود چون غبار از آن شادم

که در رکاب تو ای نازنین سوار روم

اگر چه صید زبونم، ولی مروت نیست

که تشنه از لب آن تیغ آبدار روم

ز ظلمت شب هستی مگر برون صائب

به روشنایی آن آتشین عذار روم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۷۶۰چراغ طور نسوزد اگر کلیم شوم
  2. غزل شمارهٔ ۵۷۶۱درین جهان نشود حال آن جهان معلوم
  3. غزل شمارهٔ ۵۷۶۲هوالغفور ز جوش شراب می‌شنوم
  4. غزل شمارهٔ ۵۷۶۳پیام دوست ز باد بهار می‌شنوم
  5. غزل شمارهٔ ۵۷۶۴شدند جمع دل و زلف از آشنایی هم
  6. غزل شمارهٔ ۵۷۶۵نه می به جام و نه گل در کنار می‌خواهم
  7. غزل شمارهٔ ۵۷۶۶کجاست باده که ناموس را به آب دهم
  8. غزل شمارهٔ ۵۷۶۷به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.