پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۴۹

حال خود چون به تو ای غنچه دهن عرض کنم؟

به زبانی که ندارم چه سخن عرض کنم؟

چون بغیر از تو سخن را نبود دادرسی

سخن خود به که از اهل سخن عرض کنم؟

درد خود را زمسیحا نتوان داشت نهان

سرتویی، درد سر خود به که من عرض کنم؟

سخن بوسه که جنگ است گل پیشرسش

به چه امید من ای غنچه دهن عرض کنم؟

آرزویی که گره در دل گستاخ من است

ادب این است که با تیغ و کفن عرض کنم

مومیایی ز دل سنگ برون می آید

شکوه خود به که ای عهدشکن عرض کنم؟

محرم راز چو در دایره امکان نیست

رخصتم ده که به آن چاه ذقن عرض کنم

گر به طومار شکایت نتوانی پرداخت

آنقدر باش که من یک دو سخن عرض کنم

گل نفس سوخته از شاخ برآید صائب

گر تهیدستی خود را به چمن عرض کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵۱چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۵۲من که از شرم گذارم چو خیال تو کنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۵۳رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۵۴دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۵۵با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵۶شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۵۷به که بردیده گستاخ تمنا فکنم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵۸به که در پیش تو اظهار محبت نکنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.