پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۴۸

چه شکایت ز تو ای خانه برانداز کنم

هر چند انجام ندارد ز چه آغاز کنم؟

در نهانخانه غیب است کلید دل من

این نه چشم است که برهم نهم و باز کنم

دام مرغان گرفتار بود ناله من

آه از آن روز که دام تو پرواز کنم

التفات تو مرا بر سر ناز آورده است

گر کنم ناز به عالم، به تو چون ناز کنم؟

خضر در بادیه شوق ز همراهی من

آنقدر دور نمانده است که آواز کنم

پرده طاقش از شیشه تنکتر گردد

سنگ را گر صدف گوهر این راز کنم

صورت حال من آن روز شود بر تو عیان

که دل سنگ ترا آینه پرداز کنم

می کند چرخ ستمگر به شکر خنده حساب

لب مخمور به خمیازه اگر باز کنم

صائب از عشق جوانمرد گدایی دارم

آنقدر صبر که خون در جگر ناز کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵۰گوشه ای کو که دل از فکر سفر جمع کنم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۵۱چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۵۲من که از شرم گذارم چو خیال تو کنم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۵۳رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۵۴دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵۵با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۵۶شکوه از کجروی طالع وارون چه کنم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵۷به که بردیده گستاخ تمنا فکنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.