پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۵۵

با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم؟

در صدف آب نسازم گهر خود چه کنم؟

مرهم امروز تویی داغ جگرریشان را

ننمایم به تو داغ جگر خود چه کنم؟

صندل امروز تویی دردسر عالم را

پیش عیسی نبرم دردسر خود، چه کنم؟

من که از دوری منزل نفسم سوخته است

با درازی شب بی سحر خود چه کنم؟

چون خریدار گلوسوز درین عالم نیست

ندهم طرح به موران شکر خود چه کنم؟

خانه تنگ جهان جای پرافشانی نیست

گر بر آتش ننهم بال و پر خود چه کنم؟

نیست از سوخته جانان اثری چون پیدا

در دل سنگ ندزدم شرر خود چه کنم؟

(من که سر رشته تدبیر ز دستم رفته است

نکنم خاک زمین را به سر خود، چه کنم؟)

هیچ کس را خبری نیست چو از خود صائب

من عاجز ز که پرسم خبر خود، چه کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۵۷به که بردیده گستاخ تمنا فکنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۵۸به که در پیش تو اظهار محبت نکنم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۵۹تا لبش کرد چو طوطی به سخن تلقینم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۶۰چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۶۱بسته تر شد دل من داد چو خط دست به هم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۶۲برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۶۳ما به ناسازی ابنای زمان ساخته ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۶۴ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.