پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۵۸

به که در پیش تو اظهار محبت نکنم

لب خود زخمی دندان ندامت نکنم

نگرفته است خراج از عدم آباد کسی

چون به یک بوسه ز لعل تو قناعت نکنم؟

آن غیورم که اگر شیشه به من کج نگرد

به قدح دست دراز از سر رغبت نکنم

دل بر این عمر سبکسیر نهادن غلط است

بر سر ریگ روان طرح عمارت نکنم

لب فرو بستنم از شکر نه از کفران است

شکر نعمت ز فراوانی نعمت نکنم

جان و دل زوست، چرا در قدمش نفشانم؟

چون به مال دگری جود و سخاوت نکنم؟

مشربم آب ز سرچشمه مینا خورده است

چون قدح سرکشی از خط اطاعت نکنم

شعله فطرت من نیست به از پرتو مهر

صائب از بهر چه با خاک قناعت نکنم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۶۰چه ضرورست که آلوده تعمیر شوم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶۱بسته تر شد دل من داد چو خط دست به هم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۶۲برگ عیش خود از آن تازه چمن می خواهم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۶۳ما به ناسازی ابنای زمان ساخته ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۶۴ما به پیغامی از ان تنگ دهن ساخته ایم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۶۵نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۶۶ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۶۷گرچه با کوه گرانسنگ گناه آمده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.