پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶۳

ما به ناسازی ابنای زمان ساخته ایم

وسعت حوصله را مهر دهان ساخته ایم

وقت ما را نکند موج حوادث ناصاف

ما به این سلسله چون آب روان ساخته ایم

نه سر گفتن و نه ذوق شنیدن داریم

با لب خامش و با گوش گران ساخته ایم

نقش امید جهان روی به ما آورده است

تا چون آیینه به چشم نگران ساخته ایم

چون مه عید عزیزم به چشم همه کس

تا ز الوان نعم با لب نان ساخته ایم

با گل روی تو در پرده نظر می بازیم

ما از آن آینه با آینه دان ساخته ایم

از مروت نبود روی ز ما پوشیدن

ما که با داغی از آن لاله ستان ساخته ایم

هوس بوسه زیاد از دهن ساغر ماست

ما به پیغامی از آن غنچه دهان ساخته ایم

از هم آغوشی آن قامت چون تیر خدنگ

ما به خمیازه خشکی چو کمان ساخته ایم

داغ سودای ترا در دل سی پاره خود

چون شب قدر نهان در رمضان ساخته ایم

غوطه در آتش سوزنده چو پیکان زده ایم

تا دل خویش موافق به زبان ساخته ایم

صائب از کلک سخنور چو عصای موسی

چشمه ها از جگر سنگ روان ساخته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۶۵نقد جان در بغل از بهر نثار آمده ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶۶ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۶۷گرچه با کوه گرانسنگ گناه آمده‌ایم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۶۸ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۶۹از غم زلف تو در دام بلا افتادیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷۰صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۷۱جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷۲خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.