پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷۲

خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم

پشت دستی به گل چیده و ناچیده زدیم

هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید

چار تکبیر بر این نخل خزان دیده زدیم

حاصل ما ز عزیزان سفر کرده خویش

مشت آبی است که بر آینه دیده زدیم

هدف ناوک دلدوز مکافات شدیم

بر سر خاری اگر پای نفهمیده زدیم

قدم از چشم نمودند سبک رفتاران

ما درین بادیه تن چون ره خوابیده زدیم

خار سیلاب پریشان نظری خواهد شد

بخیه ای کز مژه بر دیده نادیده زدیم

برشکست خزف اکنون دل ما می لرزد

گرچه بر سنگ دوصد گوهر سنجیده زدیم

شد گرانخواب تر از کوشش ما صائب بخت

لگدی چند بر این سبزه خوابیده زدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۷۴گرچه از وعده احسان فلک پیر شدیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۷۵خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷۶چشم امید به مژگان تر خود داریم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۷۷گرچه از طول امل پا به سلاسل داریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۷۸هر چه احسان تو داده است به ما آن داریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷۹گرچه پیریم تمنای جوانی داریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۸۰ما لب خشک قناعت لب نان می دانیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۸۱خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.