پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷۵

خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم

قطره ای چشم از آن ابر مروت داریم

سادگی بین که به این روی سیه چون دل شب

از دعای سحر امید اجابت داریم

عذر عصیان نتوان خواست به این عمر قلیل

نیست از غفلت اگر فکر اقامت داریم

در قیامت چه خیال است که گردیم سفید

از سیه رویی خود بس که خجالت داریم

کوه از سیل حوادث به کمر می لرزد

ما همان پشت به دیوار فراغت داریم

گوشه ای کو که چو قرآن دل ما جمع کند

دل سی پاره ای از حلقه صحبت داریم

شمع روشن گهران را غم سربازی نیست

جای سیلی به رخ از دست حمایت داریم

دل ما سوختگان را زده شیرینی جان

دم آبی طمع از تیغ شهادت داریم

برنگرداند اگر حسن غیور تو ورق

صبر بر وعده دیدار قیامت داریم

خجلت بی ثمری مانع دیوانه ماست

صائب اندیشه گر از سنگ ملامت داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۷۷گرچه از طول امل پا به سلاسل داریم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۷۸هر چه احسان تو داده است به ما آن داریم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷۹گرچه پیریم تمنای جوانی داریم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۸۰ما لب خشک قناعت لب نان می دانیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۸۱خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۸۲چند در پرده دل باده گلنار زنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۸۳دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۸۴چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.