پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷۷

گرچه از طول امل پا به سلاسل داریم

همچنان چشم امید از کشش دل داریم

پای ما بر سر گنج و ز پریشان نظری

چشم بر کاسه دریوزه سایل داریم

نیست چون ریگ روان در دل ما فکرمقام

ما ز آهسته روی راحت منزل داریم

به چه جرأت نفس تند برآریم از دل

ما که آیینه روی تو مقابل داریم

به فرو رفتن ازین بحر توان شد به کنار

ما ز کوته نظری چشم به ساحل داریم

می زند موج پریزاد ز حق عالم و ما

دیو در شیشه ز اندیشه باطل داریم

زان همه تخم امیدی که فشاندیم به خاک

کف افسوسی ازین مزرعه حاصل داریم

چون صدف لب چه گشاییم به نیسان صائب

ما که گنج گهر از آبله دل داریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۷۹گرچه پیریم تمنای جوانی داریم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۸۰ما لب خشک قناعت لب نان می دانیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۸۱خیز جان در ره صاحب نفسی افشانیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۸۲چند در پرده دل باده گلنار زنیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۸۳دل به این عمر سبکسیر چرا شاد کنیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۸۴چه قدر سرخوشی از باده انگور کنیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۸۵پیش دل شرح زر و گوهر دنیا چه کنیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۸۶عشق کو تا (به) نم اشک نظر تازه کنیم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.