پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۷۰

صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم

کعبه را بتکده زین خط چلیپا کردیم

از سیه کاری انفاس، دل روشن را

آخرالامر سیه خانه سودا کردیم

رشته، گوهر سنجیده، عبرتها بود

نگهی چند که ما صرف تماشا کردیم

نفسی چند که در غم گذاردن ستم است

همچو گل صرف شکر خنده بیجا کردیم

به زر قلب ز کف دامن یوسف دادیم

دل ما خوش که درین قافله سودا کردیم

عمر در بیهده گردی گذراندیم چو موج

از گهر صلح به خار و خس دریا کردیم

سیلی مرگی به عقبی نکند ما را روی

این چنین کز ته دل روی به دنیا کردیم

چه خیال است توانیم کمر بستن باز

ما که در رهگذر سیل کمر وا کردیم

هیچ زنگار به آیینه روشن نکند

آنچه ما با دل و با دیده بینا کردیم

نظری را که گشاد دو جهان بود ازو

شانه زلف گرهگیر تماشا کردیم

گرچه ز افسرده دلانیم به ظاهر صائب

عالمی را به دم گرم خود احیا کردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۷۲خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۷۳صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷۴گرچه از وعده احسان فلک پیر شدیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۷۵خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۷۶چشم امید به مژگان تر خود داریم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷۷گرچه از طول امل پا به سلاسل داریم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۷۸هر چه احسان تو داده است به ما آن داریم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷۹گرچه پیریم تمنای جوانی داریم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.