پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۶۶

ما به دنیا نه پی ناز و نعم آمده ایم

بهر تحصیل غم و درد و الم آمده ایم

دامن از ما مکش ای ساحل امید که ما

به زمین بوس تو از بحر عدم آمده ایم

قطع و وصل شب و روز از نفس روشن ماست

نور صبحیم که با تیغ دودم آمده ایم

باش گو وقت سفر تنگتر از شق قلم

ما کمر بسته برون همچو قلم آمده ایم

نعل وارون نشود رهزن ماراست روان

کز ره دیر مکرر به حرم آمده ایم

بی نیازی ز دل یار گدایی داریم

ما به این در نه به امید درم آمده ایم

صائب از تیغ ز درگاه کرم پا نکشیم

ما درین راه به سر همچو قلم آمده ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۶۸ما ز بیقدری اگر لایق دیدار نه ایم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۶۹از غم زلف تو در دام بلا افتادیم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۷۰صفحه دل، سیه از مشق تمنا کردیم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۷۱جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۷۲خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۷۳صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۷۴گرچه از وعده احسان فلک پیر شدیم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۷۵خواب سنگینی از افسانه غفلت داریم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.