پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۴۶

هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم

نه حبابم که گره بیهده بر باد زنم

جوهر ذاتی من موجه دریای بقاست

پیچ و خم چند درین بیضه فولاد زنم؟

نعل من پیش محیط است در آتش چون سیل

تا به دریا نرسم ناله و فریاد زنم

این قیامت که من از هستی ناقص دیدم

نیست ممکن که به محشر در ایجاد زنم

چه گشادم ز جنون شد که خردمند شوم؟

از خرابات چه دیدم که به آباد زنم؟

چهره ساخته ماه دلم کرد سیاه

می روم صیقلش از حسن خداداد زنم

چون کسی نیست که باری ز دلم بردارد

چون جرس چند درین قافله فریاد زنم؟

صائب این زمزمه ها از سر بیدردی نیست

که صلا از نفس گرم به صیاد زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۴۸چه شکایت ز تو ای خانه برانداز کنم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۴۹حال خود چون به تو ای غنچه دهن عرض کنم؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۵۰گوشه ای کو که دل از فکر سفر جمع کنم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۵۱چه بود هستی فانی که نثار تو کنم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۵۲من که از شرم گذارم چو خیال تو کنم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۵۳رخنه در سنگ اگر از آه سحرگاه کنم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۵۴دست در یوزه خسیسانه به بالا چه کنم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۵۵با دل تشنه و سوز جگر خود چه کنم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.