پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳۰

جگری سوخته چون لاله ایمن دارم

چون نسوزم، که سر داغ به دامن دارم

غوطه در زنگ زد از سیر چمن آینه ام

چشم امید به خاکستر گلخن دارم

من که هر آبله ام مرکز سرگردانی است

به که چون غنچه گل، پای به دامن دارم

تشنه چشمه خورشید بود شبنم من

چشم ازین خانه دربسته به روزن دارم

لاغری صید زبون از زره داودی است

چشم بد دور ازین جامه که برتن دارم

صائب از شعله آواز که چشمش مرساد

منت گرمی هنگامه به گلشن دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳۲کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳۳چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۳۴چند خود را زخیال تو به خواب اندازم ؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳۵تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳۶جذبه ای کو که ز خود دست فشان برخیزم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳۷چند در دایره مردم عاقل باشم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳۸من که از داغ جنون ساغر سرشار کشم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳۹منم آن سیل که دریا نکند خاموشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.