پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳۵

تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟

من که افتادنی ام چند زجا برخیزم؟

من که تا خاستم از خاک، به خون افتادم

در قیامت دگر از خاک چرا برخیزم؟

چون لب خشک صدف تشنه آب گهرم

نه حبابم که پی کسب هوا برخیزم

من که از پستی طالع به زمین بستم نقش

نیست امید که در روز جزا برخیزم

نه سرو برگ غریبی، نه سرانجام وطن

به چه طاقت بنشینم، به چه پا خیزم؟

چاره غفلت من صور قیامت نکند

این نه خوابی است که از وی به صدا برخیزم

خاک بادا به سر همت مردانه من

اگر از خاک به اقبال هما برخیزم

قدمی بر سر خاکم بر زیارت بگذار

تا ز خواب عدم آغوش گشا برخیزم

من که گم کرده خود یافتم اینجا صائب

دیگر از کوی خرابات چرا برخیزم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳۷چند در دایره مردم عاقل باشم؟
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳۸من که از داغ جنون ساغر سرشار کشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۳۹منم آن سیل که دریا نکند خاموشم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۴۰تاخت از سینه به مژگان دل بازیگوشم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۴۱بس که چون برگ خزان دیده پریشان حالم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۴۲گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۴۳شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۴۴چشم بیمار بلایی است که من می دانم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.