پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۳۷

چند در دایره مردم عاقل باشم؟

تخته مشق صد اندیشه باطل باشم

فتح بابی نشد از کعبه و بتخانه مرا

بعد ازین گوش برآواز در دل باشم

من که از آب رخ خود چو گهر سیرابم

در دل بحرم اگر بر لب ساحل باشم

عالم از جلوه یارست خیابان بهشت

من به یک دیده حیران به که مایل باشم؟

همه اجزای جهان محمل معشوق من است

من سودازده حیران چه محمل باشم؟

سوخت پروانه بیدرد و مرا یاد نکرد

به چه امید درین گوشه محفل باشم؟

زعفران زار شود ریشه غم در جگرم

اگر از شادی غمهای تو غافل باشم

می شود خاطر صیاد خوش از غفلت من

ورنه از دام محال است که غافل باشم

از در حق به در خلق چرا باید رفت؟

نه ز بخل است اگر دشمن سایل باشم

صائب از دامن دل دست به خون می شویم

چند درمانده این عقده مشکل باشم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳۹منم آن سیل که دریا نکند خاموشم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۴۰تاخت از سینه به مژگان دل بازیگوشم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۴۱بس که چون برگ خزان دیده پریشان حالم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۴۲گوش ناز تو به فریاد حزین می مالم
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۴۳شوق کرده است ز بس گرم سفر چون قلمم
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۴۴چشم بیمار بلایی است که من می دانم
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۴۵کیستم من که ز فرمان تو سرگردانم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۴۶هردم از شوق عدم ناله و فریاد زنم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.