پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۲۹

از دل سوخته اخگر به گریبان دارم

سینه ای گرمتر از خاک شهیدان دارم

ساده از نقش تمناست دل خرسندم

عالمی امن تر از دیده حیران دارم

به تهیدستی من خنده زند موج سراب

دامن بحر به کف گرچه چو مرجان دارم

قسمت زنگی از آیینه روشن نشود

انفعالی که من از صاف ضمیران دارم

هر که محروم شد تا از نان جوین می داند

که چون خون در جگر از نعمت الوان دارم

خرقه پوشیدن من نیست ز بیدار دلی

پای خوابیده نهان در ته دامان دارم

بوی خون شفق از خنده من می آید

گرچه چون صبح به ظاهر لب خندان دارم

چون تو از پشت ورق روی ورق می خوانی

حال خود از تو چه پوشیده و پنهان دارم؟

گرچه چون شانه ز من باز شودهر گرهی

سری آشفته تر از زلف پریشان دارم

می کند شهپر پرواز قفس را صائب

خار خاری که من از شوق گلستان دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳۱از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳۲کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۳۳چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳۴چند خود را زخیال تو به خواب اندازم ؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳۵تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳۶جذبه ای کو که ز خود دست فشان برخیزم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳۷چند در دایره مردم عاقل باشم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳۸من که از داغ جنون ساغر سرشار کشم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.