پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۶۲۸

چند از ساده دلی زخم هوس بردارم؟

به که این آینه از پیش نفس بردارم

من که چون برگ خزان بال و پرم ریخته است

به چه امید دل از کنج قفس بردارم؟

آفت حرص ز شمشیر دو دم بیشترست

چون دو دست از سر خود همچو مگس بردارم؟

گل به دشمن نزنند اهل مروت، ورنه

من نه آنم که زبونی ز عسس بردارم

راه خوابیده ز بیدار دلان می‌گردد

دست اگر از دهن خود چو جرس بردارم

عشق خواهد ز هوس کرد سبک‌بار مرا

از ره سیل چه افتاده که خس بردارم؟

آنقدر مهلت از ایام توقع دارم

که از آیینه دل زنگ هوس بردارم

زان بود بستر و بالین من از گل چو نسیم

که خس و خار ز راه همه کس بردارم

در شبستان جهان روشن از آنم چون صبح

که غبار از دل عالم به نفس بردارم

بلبلی نیست درین باغ ز من قانع‌تر

فیض آغوش گل از چاک قفس بردارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶۳۰جگری سوخته چون لاله ایمن دارم
  2. غزل شمارهٔ ۵۶۳۱از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم
  3. غزل شمارهٔ ۵۶۳۲کرده ام نذر که از دست سبو نگذارم
  4. غزل شمارهٔ ۵۶۳۳چند در خاک وطن غنچه بود بال و پرم؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۶۳۴چند خود را زخیال تو به خواب اندازم ؟
  6. غزل شمارهٔ ۵۶۳۵تا به کی افتم و تا چند بپا برخیزم؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۶۳۶جذبه ای کو که ز خود دست فشان برخیزم؟
  8. غزل شمارهٔ ۵۶۳۷چند در دایره مردم عاقل باشم؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.