پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۹۵

نظر را تا چراغ گوشه محراب خود کردم

تماشای فروغ گوهر نایاب خود کردم

چه سازد با دل دریا کش من تلخی عالم

مکرر بحر را در کاسه گرداب خود کردم

ندارد خواب عاشق ورنه من افسانه عالم

به کار چشم بیدار و دل بیخواب خود کردم

از آن است تاج شاهان پایتخت اعتبار من

که از دریا قناعت چون گهر با آب خود کردم

ز خواب مرگ چون نبود مرا امید بیداری

که من در روزگار زندگانی خواب خود کردم

خودی پیچیده بود از قبله حق روی من صائب

نمازم رد نشد تا پشت بر محراب خود کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴۹۷نخوردم نیش خاری تا وداع رنگ و بو کردم
  2. غزل شمارهٔ ۵۴۹۸نه از خامی در آتش ناله و فریاد می کردم
  3. غزل شمارهٔ ۵۴۹۹اگر بی‌پرده در گلزار افغان ساز می‌کردم
  4. غزل شمارهٔ ۵۵۰۰اگر می‌داشتم بال و پری پرواز می‌کردم
  5. غزل شمارهٔ ۵۵۰۱اگر دل را ز خاشاک علایق پاک می کردم
  6. غزل شمارهٔ ۵۵۰۲سواد شهر را از گریه گرهامون نمی کردم
  7. غزل شمارهٔ ۵۵۰۳به هر حالی که باشد گرد گل همچون صبا گردم
  8. غزل شمارهٔ ۵۵۰۴پریشان چند در وحشت‌سرای آب و گل گردم
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.