پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰۲

حسن کی در دل چون سنگ نماید خود را؟

باده در شیشه بیرنگ نماید خود را

عشق ازان شوختر افتاده که پنهان گردد

این شرر در جگر سنگ نماید خود را

در شب تار کند جلوه دیگر آتش

چهره زیر خط شبرنگ نماید خود را

تکیه بر دوستی چرخ مکن کاین مکار

به تو یکرنگ ز نیرنگ نماید خود را

زود باشد که زند غوطه به خون چون طاوس

خودنمایی که به صد رنگ نماید خود را

سنگ دندان پریشان سخنان است وقار

وای بر آن که سبک سنگ نماید خود را

شود از بخت سیه، جوهر ذاتی ظاهر

جوهر تیغ اگر از زنگ نماید خود را

عندلیبی که شد از نغمه شناسان نومید

به چه امید به آهنگ نماید خود را؟

خون کند در دل صیاد ز پرکاری ها

آهوی وحشی اگر لنگ نماید خود را

صائب آن حسن به سامان که نگنجد به خیال

چه قدر در نظر تنگ نماید خود را؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰۴چشم بگشا، سبک از خواب گران کن خود را
  2. غزل شمارهٔ ۵۰۵ما که در خم ننمودیم فلاطون خود را
  3. غزل شمارهٔ ۵۰۶نیست اندیشه ای از زخم زبان سرکش را
  4. غزل شمارهٔ ۵۰۷از نظر کرد نهان خط رخ آن مهوش را
  5. غزل شمارهٔ ۵۰۸تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
  6. غزل شمارهٔ ۵۰۹شانه گر باز کند زلف گرهگیرش را
  7. غزل شمارهٔ ۵۱۰سخن آن است که از جای درآرد دل را
  8. غزل شمارهٔ ۵۱۱عشق سازد ز هوس پاک دل آدم را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.