پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۶۹

درتن خود یک هدف واراستخوان دارم هنوز

نسبت دوری به آن ابروکمان دارم هنوز

گرچه از بیماری دل رنگ بررویم نماند

یک دوجنگ روبروباز عفران دارم هنوز

چشم تابازست راه گفتگو مسدود نیست

از زبان افتاده ام اما زبان دارم هنوز

جوش گل پرکرد جیب رخنه دیواررا

دست خالی من به پیش باغبان دارم هنوز

گرچه چون منقاراوقاتم به نالیدن گذشت

ناله ای سربسته درهراستخوان دارم هنوز

چون گل رعنا بهارم باخزان آمیخته است

درحریم وصل ازهجران فغان دارم هنوز

گر به ظاهر چون شراب کهنه افتادم زجوش

دربهارفکر،جوش ارغوان دارم هنوز

گرچه برچشمم سفیدی پرده نسیان کشید

از نسیم مصرچشم ارمغان دارم هنوز

چون میان خانه بردوشان توانم سبز شد؟

مشت خاشاکی گمان درآشیان دارم هنوز

گرچه صائب گرد غم از خاطرم هرگز نشست

آرزوی زنده روداصفهان دارم هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۷۱خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۷۲از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۷۳می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷۴دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷۵می رود با قامت خم در پی دنیی هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷۶ریخت دندانهاو در فکر لب نانی هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۷۷دل مکدر ز غم یار نگردد هرگز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۷۸محو رخسار تو دلگیر نگردد هرگز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.