پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۳۸

منصوروار پختگی از چوب دار گیر

این میوه رسیده ازین شاخسار گیر

جنگ گریز چندتوان کرد چون سپند؟

یاقوت وار در دل آتش قرار گیر

چون سرو سربه حلقه آزادگان درآر

خط امان ز حادثه روزگار گیر

زین بیشتر کبوتر چاه وطن مباش

بر تخت مصررو، به عزیزی قرار گیر

نام بلند، مزد خراش جگر بود

یاد از عقیق این سخن نامدار گیر

این تیره باطنان همگی زنگ طینت اند

تاممکن است آینه را در غبار گیر

برگ خزان رسیده به دامن کشید پای

ای دل تو نیز اگر بتوانی قرار گیر

دست طلب به دامن شبنم گره مکن

دامان بحر چون گهر شاهوار مگیر

صائب بهار رفت، چه از کار رفته ای ؟

تاوان عیش رفته ز فصل بهار گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۰فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۱نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۲جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۳از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴۴هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴۵از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴۶ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴۷دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.