پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴۲

جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر

غیر از کنار هیچ ز اهل جهان مگیر

حرف از صفای سینه مگو پیش زاهدان

آیینه پیش طلعت این زنگیان مگیر

از پیچ و تاب راه به منزل رسیده است

بر یک زمین قرار چو سنگ نشان مگیر

جز سرو پایدار درین بوستانسرا

بر هیچ شاخسار دگر آشیان مگیر

چون عزم صادق است ز کوشش مدار دست

در راه راست توسن خود را عنان مگیر

این برق خانه سوز مهیای جستن است

ای خون گرفته، نبض من ناتوان مگیر

سوزانترم ز آتش بی زینهار عشق

ای بیخبر، دلیر مرا بر زبان مگیر

تا بی حجاب، روز توانی سفید شد

خفاش وار از نفس خلق جان مگیر

صائب به قدر مستمعان خرج کن سخن

از طوطیان شکر، ز هما استخوان مگیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۴هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۵از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۶ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۷دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴۸اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴۹از درد بود پرسش اغیار گرانتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵۰ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵۱هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.