پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵۱

هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور

درکنج قفس نیست زگل مرغ چمن دور

با تلخی غربت چه کند مصرشکرخیز؟

از بهرعزیزی نتوان شدزوطن دور

درکوثر اگرغوطه زند تشنه برآید

هرسوخته جانی که شد ازچاه ذقن دور

درخانه نشینی نتوان نام برآورد

گمنام عقیقی که نگرددزوطن دور

گر مورکند تکیه گه از دست سلیمان

بسیار مدانید زاعجاز سخن دور

شد موی سرش پاک سفید از غم هجران

تانافه شد از ناف غزالان ختن دور

خوردند به کف آب زچاه اهل توکل

برتشنه ما آب شد از دلو رسن دور

هر چند بود درته پیراهن من یار

چون جامه فانوسم ازان سیم بدن دور

صائب زنظر بازی این تازه جوانان

از دل نشود دوستی یارکهن دور

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۵۳مطرباچنگ را بکش به کنار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵۴مطربا مهر از دهان بردار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵۵از سنگلاخ دنیا ای شیشه بار بگذر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵۶مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵۷جوشن داودی قلمرو تدبیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۵۸از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵۹بهر روی خلق تاکی آرزو کردن نماز؟
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶۰شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.