پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۶۰

شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز

چون بماند ازروانی، زود گردد آب سبز

آب بی یاران مخور کز خجلت تنها خوری

خضر نتواند شدن درحلقه احباب سبز

گوشوار از شرم آن صبح بنا گوش آب شد

شمع نتواند شد از خجلت درین مهتاب سبز

نیست امید رهایی زین سپهر آبگون

کشتی ما می شود آخر درین گرداب سبز

شست از دل آرزوی عمر جاویدان مرا

تاشد از استادگی درجوی خضر این آب سبز

هر قدر کز دیده افشاندم سرشک لاله گون

تخم مهر من نشد در سینه احباب سبز

پیش او طاعت ندارد آبرویی، ورنه شد

از سرشکم دانه تسبیح در محراب سبز

ازدم سرد خزان صائب نگردد زرد رو

بخت هر کس شد چو مینا از شراب ناب سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶۲شعله ای در مغز هست ازآتش سودا هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۶۳با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶۴حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶۵چشم حیران را حجابش دام می داند هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶۶بی صفا از خط نگردیده است رخسارش هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶۷رخنه در دل می کند مژگان قتالش هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۶۸خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶۹درتن خود یک هدف واراستخوان دارم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.