پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۶۵

چشم حیران را حجابش دام می داند هنوز

عاشق ناکام را خود کام می داند هنوز

کیست حرف بوسه بررویش تواند فاش گفت ؟

دیدن دزدیده راابرام می داندهنوز

بوی شیر خام میآید ز تنگ شکرش

بوسه را شیرین تراز دشنام می داند هنوز

دیده قربانیان را چشم آن وحشی غزال

در ره خود حلقه های دام می داند هنوز

عالم از شوخی نگردیده است درچشمش سیاه

وقت آزادی زمکتب شام می داندهنوز

هر چه می خواند زشوخی هافرامش می کند

کی زبان نامه وپیغام میداندهنوز؟

ناله گرمی نه پیچیده است گوشش راچوگل

عشق را بازیچه ایتام می داندهنوز

ساده لوح وطفل و بازیگوش وشوخ سرکش است

قدرعاشق را کی آن خودکام می داند هنوز

پختگان را گرچه افکنده است آتش درجگر

طبع صائب فکر خود را خام می داندهنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۶۷رخنه در دل می کند مژگان قتالش هنوز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۶۸خط برآورد وترو تازه است بستانش هنوز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶۹درتن خود یک هدف واراستخوان دارم هنوز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۷۰غوطه خوردم درشراب ناب و مخمورم هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۷۱خاک من بربادرفت ودردی آشامم هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۷۲از سرشک گرم زرین است مژگانم هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۷۳می دهد یادی ز چشمش نرگس پر فن هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۷۴دشت بیرون نامده است از ماتم مجنون هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.