پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵۴

مطربا مهر از دهان بردار

بند خاموشی از زبان بردار

راه صحرای لامکان سر کن

پی آن یار بی نشان بردار

کشتی جسم را بهم بشکن

تخته از پیش این دکان بردار

می رود بی دلیل سیل به بحر

شوق را دست از عنان بردار

تخم اشکی به خاک کن امروز

خرمنی گل درآن جهان بردار

تا نخورده است مار طول امل

بیضه دل ز آشیان بردار

طاق نسیان شمار گردون را

دل چو پیکان ازین کمان بردار

به سگ نفس جسم را بگذار

دل ازین مشت استخوان بردار

صبر کن بر بلای ناکامی

کام دل صائب از جهان بردار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۵۶مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵۷جوشن داودی قلمرو تدبیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵۸از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵۹بهر روی خلق تاکی آرزو کردن نماز؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶۰شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶۱کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۶۲شعله ای در مغز هست ازآتش سودا هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶۳با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.