پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵۶

مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر

مجو بغیر در دل گشایش از در دیگر

بجز سفال پر از خون دل که نیست خمارش

مسازتر لب خود راز هیچ ساغر دیگر

بغیر در گه یزدان که چوب منع ندارد

مشو به قامت خم گشته حلقه در دیگر

بجز ستاره اشکی کزاوست روشنی دل

نظر سیاه مگردان به نور اختر دیگر

ز گریه دل شبها توان رسید به مقصد

که جز ستاره درین نیست رهبر دیگر

مدار دست زدامان صبر در همه حالی

که دل سکون نپذیرد به هیچ لنگر دیگر

دل شکسته به دست آر ز جوهریانی

که نیست در صدف نه سپهر گوهر دیگر

ز راستی طمع حاصل است شاهد خامی

که غیر عقده دل نیست سرو رابر دیگر

تراست پرده غفلت حجاب چشم بصیرت

و گرنه هردم صبح است صبح محشر دیگر

بغیر اشک کزاو گاه گاه آب دهم چشم

نمانده است مرا در بساط گوهر دیگر

بغیر داغ که دلسرد می کند ز جهانم

سرم فرود نیاید به هیچ افسر دیگر

درین محیط ز طوفان مکن ملاحظه صائب

که همچو موج شود هر شکست شهپر دیگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۵۸از شراب ارغوانی چهره را گلرنگ ساز
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵۹بهر روی خلق تاکی آرزو کردن نماز؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶۰شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶۱کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶۲شعله ای در مغز هست ازآتش سودا هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶۳با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۶۴حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶۵چشم حیران را حجابش دام می داند هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.