پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۵۷

جوشن داودی قلمرو تدبیر

نقش بر آب است پیش ناوک تقدیر

با جگر آفتاب، صبح چه سازد ؟

گرمی دل کم نمی شود به طباشیر

بار نفسها نه ایم چون نی بی مغز

ناله ما خانه زاد ماست چو زنجیر

از خس و خار شکسته پای چه آید؟

برق درین راه گشته است زمین گیر

بس که کشیده است دردسر ز جنونم

کوچه دهد، چون شوم دچار به زنجیر

چون ورق آفتاب عمر بگردد

پرده گلیم فناست سایه نخجیر

یار سبکروح شو که بر هدف آید

آهن پیکان به زور بال و پر تیر

تنگترست از فضای چشمه سوزان

روزن جنت نظر به حلقه زنجیر

خاطر صائب خیال گنج ندارد

چشم و دل سیر فارغ است ز اکسیر

نسبت معنی به لفظ تازه صائب

همچو ظفر خان بود به خطه کشمیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۵۹بهر روی خلق تاکی آرزو کردن نماز؟
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۶۰شد جدا از زخم من آن خنجر سیراب سبز
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۶۱کی شود کشت امید از دیده نمناک سبز؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۶۲شعله ای در مغز هست ازآتش سودا هنوز
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۶۳با قیامت قامتش همدوش می گردد هنوز
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۶۴حسنش از خط عالمی زیرو زبر دارد هنوز
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۶۵چشم حیران را حجابش دام می داند هنوز
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۶۶بی صفا از خط نگردیده است رخسارش هنوز
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.