پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴۱

نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر

برگ ز دست رفته ما را ستانده گیر

تعجیل در گرفتن دل اینقدر چرا؟

آهوی زخم خورده ما را دوانده گیر

زان پیشتر که خرج نسیم خزان شود

این خرده ای که هست چو گل برفشانده گیر

چون عاقبت گذاشتی و گذشتنی است

خود رابه منتهای مطالب رسانده گیر

از مغرب زوال چو آخر گزیر نیست

چون آفتاب روی زمین راستانده گیر

چون دست آخر از تو به یک نقش می برند

نقش مراد بر همه عالم نشانده گیر

درخاک، نعل تیر هوایی در آتش است

مرکب به روی پیشه گردون جهانده گیر

این آهوی رمیده که رام تو گشته است

تا هست درکمندتو، از خود رمانده گیر

چون کندنی است ریشه ازین تیره خاکدان

دردل هزار نخل تمنا نشانده گیر

زین صید گاه هیچ غزالی نجسته است

درخاک و خون شکاری خود رانشانده گیر

خواری کشیدگان به عزیزی رسند زود

از بند و چاه، یوسف خودرا رهانده گیر

دنیا مقام و مسکن جان غریب نیست

این شاهباز رازنشیمن پرانده گیر

چون نیست هیچ کس که به داد سخن رسد

صائب به اوج عرش، سخن را رسانده گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۳از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۴هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۵از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۶ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴۷دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴۸اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴۹از درد بود پرسش اغیار گرانتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵۰ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.