پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴۵

از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار

این آینه را در بغل از آه نگه دار

شب را اگر از مرده دلی زنده نداری

جهدی کن و دامان سحر گاه نگه دار

از آه بود راهی اگر هست به مقصود

گو رشته جان پاره شود آه نگه دار

چون سنگ نشان راهی اگر طی ننمایی

دردامن خود پا بشکن، راه نگه دار

گامی نتوان یافت درین بادیه بی چاه

زنهار عنان دل آگاه نگه دار

زان پیش که مجروح کند خارندامت

دست از گل این باغچه کوتاه نگاه دار

در بیخبری صرف مکن عمر گرامی

ته شیشه ای از بهر سحرگاه نگه دار

سر رشته حق در همه حالی مده از دست

درخواب گران نیز سر راه نگه دار

از چاه به بازار بود جلوه یوسف

زنهار که اسرا خود از چاه نگه دار

هر چند درین بادیه خضرست دلیلت

دامان دل ای رهرو آگاه نگه دار

صائب اگر از سینه سیاهی نزدایی

باری چو کلف پرده آن ماه نگه دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۷دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۸اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۹از درد بود پرسش اغیار گرانتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵۰ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵۱هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۵۲کام دل ازان چهره افروخته برگیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵۳مطرباچنگ را بکش به کنار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵۴مطربا مهر از دهان بردار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.