پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴۷

دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار

پهن است درین دامن دشت آبله بسیار

از سختی ره زود شود آبله پامال

ورنه ز دل سنگ تو دارم گله بسیار

بارست به دل تهمت ناگاه، و گرنه

بر یوسف ما نیست گران سلسله بسیار

زنهار به هر چیز ملرزان دل خود را

کاین خانه خطر دارد ازین زلزله بسیار

چون صبح به این عمر تنک مایه مشو شاد

کاین یک دو نفس رانبود فاصله بسیار

نتوان سخن تلخ به شیرین دهنان گفت

ورنه ز لب لعل تو دارم گله بسیار

در زمین نیست گهر سنج، و گرنه

در پرده دل هست مراآبله بسیار

از خرده اسرار نشد هیچ کس آگاه

گم گشت درین ریگ روان قافله بسیار

پیمانه می کشتی طوفان زده باشد

بزمی که دراو هست تنک حوصله بسیار

گرآب حیات است، چو استاد شود سبز

چون خضر مکن مکث درین مرحله بسیار

گرد رمه افزون بود از فوج گرانسنگ

سر برکت هست نهان درگله بسیار

چون ریگ ز هر موج مراتخت روانی است

ایجاد کند شوق ز خود راحله بسیار

این دایره ها تابع پرگار قضا یند

صائب مکن از گردش گردون گله بسیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۹از درد بود پرسش اغیار گرانتر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۵۰ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۵۱هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۵۲کام دل ازان چهره افروخته برگیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵۳مطرباچنگ را بکش به کنار
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۵۴مطربا مهر از دهان بردار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵۵از سنگلاخ دنیا ای شیشه بار بگذر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵۶مرو ز گوشه عزلت به هیچ منظر دیگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.