پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۴۴

هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار

این شعله دو بالاشود از جامه گلنار

درجامه گلگون، کمر نازک آن شوخ

از لعل بود همچو رگ لعل نمودار

چون آب که از پرده یاقوت نماید

پیداست تن نازکش از جامه گلنار

درجامه آل آن رخسار عرقناک

در عرصه گلزار بود ساغر سرشار

مهری است که از کوه بدخشان شده طالع

در جامه لعلی رخ نورانی دلدار

درجامه گلگون ز می افروخته عارض

بااین دو سه آتش چه کند تشنه دیدار؟

خونریزتر از تیغ بود موج خرامش

جان چون به کنار آید ازین قلزم خونخوار؟

فریاد که بی پرده شد از جامه گلرنگ

خون خوردن پنهانی آن غمزه خونخوار

پوشیدن خون نیست به نیرنگ میسر

این بخیه محال است بیفتد به رخ کار

از خجلت آن چهره گل آواره شد از باغ

سهل است اگر لاله نهد پای به کهسار

افزوده شد اسباب جگرخواری صائب

زان پیکر سیمین به ته جامه گلنار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۴۶ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۷دارم ز تو ساده دلیها گله بسیار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۸اینطرفه که گنجایش غم می شود افزون
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۹از درد بود پرسش اغیار گرانتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۵۰ای هر ورق گل زتو آیینه دیگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۵۱هر چند ترا دیده بدکرد زمن دور
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۵۲کام دل ازان چهره افروخته برگیر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۵۳مطرباچنگ را بکش به کنار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.