پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۳۷

صبح است ساقیا می چون آفتاب گیر

عیش رمیده را به کمند شراب گیر

بردار پنبه از سر مینای می به لب

مهر از دهان شیشه به یاقوت ناب گیر

فیض صبوح یا به رکاب است، زینهار

دستی برآر و این سفری را رکاب گیر

دستار صبح را به می ناب کن گرو

تسبیح را ز دست بیفکن شراب گیر

هنگام ناله سحری فوت می شود

سوز دلی به وام ز اشک کباب گیر

در دیده ستاره فشان است نور فیض

چندان که ممکن است ازین گل گلاب گیر

دل می شود سیاه ز فانوس بی چراغ

در روز ابر باده چون آفتاب گیر

با سینه کباب ز تردامنی مترس

دامان تر به دود دل این کباب گیر

زان پیشتر که حشر به دیوان کشد ترا

کنجی نشین و از نفس خود حساب گیر

دست هوس بشوی ز تعمیر این جهان

در خانه ای که دل ننشیند خراب گیر

در پرده سیاهی فقرست آب خضر

از راه صدق دامن موج سراب گیر

صائب برو ز عالم صورت به گوشه ای

از روی شاهدان معانی نقاب گیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳۹سرمایه جنون ز نسیم بهار گیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۴۰فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۱نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۲جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴۳از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴۴هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴۵از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴۶ای بیجگر از تلخی عالم گله بگذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.