پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۳۶

از ره مرو به جلوه ناپایدار عمر

کز موجه سراب بود پود و تار عمر

فرصت نمی دهد که بشویم ز دیده خواب

از بس که تند می گذرد جویبار عمر

برگ سفر بساز که با دست رعشه دار

نتوان گرفت دامن باد بهار عمر

کمتر بود ز صحبت برق و گیاه خشک

در جسم زار جلوه ناپایدار عمر

بر چهره من آنچه سفیدی کند نه موست

گردی است مانده بررخم از رهگذار عمر

آبی که ماند درته جو سبز می شود

چون خضر زینهار مکن اختیار عمر

زنگ ندامتی است که روزم سیاه ازوست

در دست من ز نقره کامل عیار عمر

دست از ثمر بشوی که هرگز نرسته است

جز آه سرد، سنبلی از جویبار عمر

فهمیده خرج کن نفس خود که بسته است

در رشته نفس گهر آبدار عمر

مشکل که سر برآورد از خاک روز حشر

آن را که کرد بی ثمری شرمسار عمر

زهری است زهر مرگ که شیرین نمی شود

هرچند تلخ می گذرد روزگار عمر

روز مبارکی است که با عشق بوده ام

روز گذشته ای که بود در شمار عمر

اشگ ندامتی است چو باران نوبهار

چیزی که مانده است به من از بهار عمر

تا چند بر صحیفه ایام چون قلم

صائب به گفتگو گذرانی مدار عمر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۳۸منصوروار پختگی از چوب دار گیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۳۹سرمایه جنون ز نسیم بهار گیر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۴۰فصل شباب رفت ره خانه پیش گیر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۴۱نخل خزان رسیده ما را فشانده گیر
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۴۲جز گوشهٔ قناعت ازین خاکدان مگیر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۴۳از هیچ آفریده به دل گرد کین مگیر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۴۴هرچند جهانسوز بود جلوه دلدار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۴۵از صحبت خامان، دل آگاه نگه دار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.