پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸۴

چو شمع، جان ز نسیم سحر دریغ مدار

ز دوستان سبکروح سر دریغ مدار

ز بوی سوختگی روح تازه می گردد

ز شمع خرده جان چون شرر دریغ مدار

درین حدیقه اگر دوستدار چشم خودی

نظر ز مردم روشن گهر دریغ مدار

یکی است کام نهنگ و صدف درین دریا

ز هر که لب بگشاید گهر دریغ مدار

به کار دشمن خونخوار خود گره مپسند

ز هیچ آبله ای نیشتر دریغ مدار

به یک نظر سر شبنم به آفتاب رسید

توجه از من بی پا وسر دریغ مدار

جبین روشن خورشید لوح تعلیمی است

که روی زرد خود از هیچ در دریغ مدار

چو آفتاب اگر میل تاج زر داری

ز هیچ ذره فروغ نظر دریغ مدار

شکوفه گل ز وصال ثمر به ریزش چید

ز خاک راهگذر سیم و زر دریغ مدار

سری ز رخنه دیوار باغ بیرون کن

ز هیچ راهنوردی ثمر دریغ مدار

درین دو هفته که میراب این چمن شده ای

نظر ز صائب آتش جگر دریغ مدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۸۶ز آب تیغ اثر در گلوی ما بگذار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۸۷دل رمیده به امید این جهان مگذار
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۸۸بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۸۹سخن دریغ مداراز سخن کشان زنهار
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۰مبند دل به تماشای این جهان زنهار
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۱ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۲ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.