پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹۲

ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر

مرادلی ز دهان تو تنگ میدانتر

دلی است در بر من زین جهان پر وحشت

ز چشم شوخ تو از مردمان گریزانتر

حذر ز خیرگی من مکن که دیده من

ز چشم آینه صدپرده است حیرانتر

اگرچه در کمر یار حلقه کردم دست

همان ز زلف بود خاطرم پریشانتر

برآن عذار جهانسوز، قطره عرق است

ستاره ای که بود ز آفتاب بخشانتر

اگر چه سینه آیینه از غرض پاک است

ز دیده تر من نیست پاکدامنتر

شد از سفیدی مو بیش بیقراری دل

که می شود به دم صبح شمع لرزانتر

صلاح خالص ازان کن طلب که طاعت را

کند ز دیده خلق از گناه پنهانتر

ز سوز عشق رگ جان به تن مرا صائب

ز مو برآتش سوزنده است پیچانتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۶ترا به هرگذری هست بیقراردگر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۷ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۸ربوده است مراذوق جستجوی دگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۹درین جهان مزور به ترس و باک نگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۰۰مکن دلیر تماشای تاب موی کمر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰۱اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.