پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰۱

اگر چه دردلم از ترکش است افزون تیر

همان به شست تو خمیازه می کشم چون تیر

به بال عاریه دارم طمع ز ساده دلی

که از سپهر مقوس برون جهم چون تیر

کند جلای وطن سرخ روی مردان را

که در کمان نکند روی خویش گلگون تیر

نمی شود دو جهان سنگ ره خداجو را

کز این دو خانه به یکبار می جهد چون تیر

مکن به حرف بزرگان زبان طعن دراز

ز عقل نیست فکندن به سوی گردون تیر

به لب ز سینه به تدریج می رسد آهم

به یک نفس نکند قطع بر مجنون تیر

چو سود آه ندامت چو فوت شد فرصت؟

به صید کشته، زترکش میار بیرون تیر

به خاک و خون سفرش منتهی شود صائب

به بال عاریه هر کس سفر کند چون تیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۰۳بهار می گذرد ساغر چو لاله بگیر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۰۴ز داغ عشق مرا چون شودجگر دلگیر؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۰۵از انقلاب دهر نیفتم ز اعتبار
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۰۶درویش را ز خرقه صد پاره نیست عار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۰۷دل راز سینه درنظر دلستان برآر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۰۸در زیر خرقه شیشه می را نگاه دار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۰۹از بیغمان جمیله غم را نگاه دار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۱۰ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.