پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۰۷

دل راز سینه درنظر دلستان برآر

آیینه پیش یوسف از آیینه دان برآر

کار غیور عشق شراکت پذیر نیست

دل رابه نقد ازهمه کار جهان برآر

مگذار رنگ جسم پذیرد روان پاک

این مغز رابه نرمی ازین استخوان برآر

با برق همرکاب بودجلوه بهار

خود را به زخم خار درین گلستان برآر

آزادگی و بی ثمری کن شعار خویش

دامان خود چو سرو ز دست خزان برآر

گلزار خود ز سبزه بیگانه پاک کن

آنگاه درملامت مردم زبان برآر

در شوره زار تخم نکویی ثمر دهد

چون دوستان مراد دل دشمنان برآر

در بند خارزار علایق چه مانده ای؟

دستی به جمع کردن دامان جان برآر

چون پای قطع راه نداری ز کاهلی

خاری به دست از قدم رهروان برآر

شاید دچار دامن اهل دلی شوی

چون آفتاب دست به گرد جهان برآر

صائب حریف سیل حوادث نمی شوی

مردانه رخت خویش ازین خاکدان برآر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۰۹از بیغمان جمیله غم را نگاه دار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۱۰ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱۱ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۱۲یارب مرا زپوتو منت نگاه دار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱۳پیکان یار را به دل و جان نگاه دار
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱۴از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۱۵سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مدار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۱۶عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.