پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱۱

ای دل عنان توسن طاقت نگاه دار

پاس شکوه عشق و محبت نگاه دار

از دست و پا زدن نرود کار عشق پیش

بی دست باش و دامن فرصت نگاه دار

صرف حضور قلب مکن درتلاش رزق

این نقد رابرای عبادت نگاه دار

تا دانه خاک خوردنگردد نمی دمد

یک چند، پا به دامن عزلت نگاه دار

زنهار درلباس شکایت مکن ز فقر

چون آب خضر پرده ظلمت نگاه دار

رنج زیادتی مکش از بهر آب و نان

تا ممکن است عزت قسمت نگاه دار

خواهی که در خزان نشوی بینوا چو سرو

در نوبهار دست سخاوت نگاه دار

عیسی به اوج چرخ به همت رسیده است

با هر دو دست دامن همت نگاه دار

این آبگینه ای است که صیقل پذیر نیست

ناخن ز داغ اهل سلامت نگاه دار

کشتی هزار شمع به دامن فشاندنی

یک شمع را به دست حمایت نگاه دار

زان پیشتر که خار ملامت ز پاکشی

ای گل ز خار دامن صحبت نگاه دار

بی پرده رو به عرصه روز جزا منه

خود را زچشم شور قیامت نگاه دار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۱۳پیکان یار را به دل و جان نگاه دار
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۱۴از بوسه ظلم بر رخ جانان روا مدار
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۱۵سنجیدگی ز هیچ سبکسر طمع مدار
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۱۶عارف ز نه سپهر چو صرصر کند گذار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۱۷خشتی به خیر چون خم می بر زمین گذار
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۱۸داغ است برگ عیش گلستان روزگار
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۱۹بیرون میا ز گوشه میخانه در بهار
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۲۰ای زلف و عارض تو ز هم دیده زیب تر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.