پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۷۱۸

داغ است برگ عیش گلستان روزگار

دود دل است سنبل و ریحان روزگار

چون شمع تا تمام نسوزی نمی دهند

خط امان ترا ز شبستان روزگار

نتوان گرفت دامن موج سراب را

زنهار دل مبند به سامان روزگار

در نوشخند برق خطرهاست ،زینهار

بازی مخور ز چهره خندان روزگار

در چشم من ز خانه گورست تنگتر

گر دلگشاست پیش تو ایوان روزگار

رغبت به آب و نان بخیلان نمی شود

دل خوردن است قسمت مهمان روزگار

دندان به دل فشار کز این راه کرده اند

جانهای پاک،رخنه به زندان روزگار

داده است همچو دیده قربانیان نجات

حیرت مرا ز خواب پریشان روزگار

تا برده ایم سربه گریبان، ربوده ایم

گوی سعادت از خم چوگان روزگار

گردید توتیای قلم استخوان ما

صائب ز بار منت احسان روزگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷۲۰ای زلف و عارض تو ز هم دیده زیب تر
  2. غزل شمارهٔ ۴۷۲۱ای زلفت از کمند تمنابلند تر
  3. غزل شمارهٔ ۴۷۲۲از خط سبز چهره شود آبدارتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۷۲۳ویرانه های کهنه بود جای مور و مار
  5. غزل شمارهٔ ۴۷۲۴نادان ز حرص درتب و تاب است بیشتر
  6. غزل شمارهٔ ۴۷۲۵از سعی، کار عشق شود خام بیشتر
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۲۶در سینه های تنگ بود آه بیشتر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۲۷ای چشمت از غزال ختن خوش نگاه تر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.