پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۹۱

ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟

فرات را ز شهیدان کربلا چه خبر؟

تمام عمر به بیگانگان برآمده‌ای

دل ترا ز سخنهای آشنا چه خبر؟

مرا چگونه شناسد سپهر خود نشناس؟

خبر نیافته از خویش را ز ما چه خبر؟

ز پشت آینه روی مراد نتوان دید

ترا که روی به خلق است از خدا چه خبر؟

یکی است نسبت خار و حریر در ره من

مرا که از سر خود فارغم ز پا چه خبر؟

ترا که نیست خبر از هوای عالم آب

ز لطف آب و ز کیفیت هوا چه خبر؟

توان به درد رسیدن ز راه آگاهی

مرا که محو بلا گشتم از بلا چه خبر

ز حال صائب مسکین که خاک ره شده است

ترا که نیست نگاهی به زیر پا چه خبر

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۶ترا به هرگذری هست بیقراردگر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۷ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۸ربوده است مراذوق جستجوی دگر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۹درین جهان مزور به ترس و باک نگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۰۰مکن دلیر تماشای تاب موی کمر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.