پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۸۸

بیاکه عقده زکارجهان گشاد بهار

بهشت سربه گریبان غنچه دادبهار

نهشت یک دل افسرده درقلمروخاک

برات عیش به خلق ازشکوفه دادبهار

زخرمی درودیوارگلستان شدمست

زهرگلی درمیخانه ای گشاد بهار

به روشنایی مهتاب گل نشد قانع

چراغ لاله به هر رهگذرنهاد بهار

کشید دشنه برق ازنیان ابر برون

به خرمن غم بی حاصلان فتادبهار

گشت آنکه زدی طبل رعد زیرگلیم

صلای عیش به بانگ بلند داد بهار

برآر سرزگریبان خامشی صائب

کنون که غنچه منقارها گشاد بهار

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۹۰مبند دل به تماشای این جهان زنهار
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۹۱ز حال تشنه لبان خنجر ترا چه خبر؟
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۹۲ترا لبی است ز چشم ستاره خندانتر
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۹۳اگر چه چهره بود بی نقاب روشنتر
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۹۴صفای یار به دیدن نمی شود آخر
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹۵بهار دربغل غنچه ریخت پنهان زر
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۹۶ترا به هرگذری هست بیقراردگر
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۹۷ربوده خواب مرا حسن بی مثال دگر
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.